خاکستری
-
تاریخ: 1399/9/29 ساعت: 5:26
رنگ خاکستری تو ذهن من همونتوصی یا توسی یا طوسی خلاصه املاشو نمیدونم ولی این رنگ یه رنگخنثی هست از اینرنگ باید تو کمدم زیاد بزارم که وقتی مهمونمیاد این رنگو بپوشم صورتی
انسانهای این زمان
-
تاریخ: 1399/9/29 ساعت: 5:26
انسانهای سال ۱۳۹۹ شمسی و آخرین قرن چهاردهم میلادی و بیستم شمسی ، موجوداتی غیر قابل پیش بینی و خشمگین هستن آدمهایی که خودشونم نمیدونن چشونه اونقدر زحمت کشیدم برات خانم ک ،این سه ماه حسابی اذیت ش
مادر
-
تاریخ: 1399/9/29 ساعت: 5:26
از ساعت پنج صبح هست که بیمارستانم مادر عمل شد ،مثلا عمل سرپایی بود ولی من خیلی رنج کشیدم و نگران شدم چه لحظات سختی فقط حضرت زهرای مرضیه به فریاد دلم رسید حالا او روی تخت کنار من است و
نیمه گمشده
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
چطور نیمه گمشده خودمو پیدا کنم ؟ آدمهای زیادی در جهان اینکارو کردن ؟ چطور اینکارو انجام بدم ؟
امروز بودنم را در این دنیا جشن گرفتم
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
نه یه رِفیق فابریک دارم که همه دخترونه هامونو با هم اشتراک بزاریم ،نه یه عشق باشکوه که بدونم بهم میرسیم ، و نه محیط خونه جوری هست که دلم میخاد ؛ و نه این قرنطینه اجازه میده خودمونو به یک مهمونی کوچیک
مزخرف ترین کامنتی که دریافت کردم
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
یه نفر اومده برا این پستم که نوشتم نیمه گمشده من کجایی ؟نوشته من اومدم آرزوی تو رو برآورده کنم !وای خدای من یه آدم با چنین ادبیات غیر محترمانه و لحن بی ادبانه چطور میتونه آرزوی دختر خاصی مثه من باشه
تپش قلب
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
از بازخوردش تپش قلب شدیدی گرفتمحس کردم فشارم افتاد پایین یهو اونقد گشنه ام شد که رژیممو به کلی شکستم و کلی مواد غذایی پر کالری رو تند تند خوردم ، تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت
شدم ۵۷ کیلو
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
با دوماه و نیم رژیم گرفتن شدم ۵۷ کیلوباید این وزن رو حفظ کنمخداجون خوشم نمیاد از اضافه وزن پس لطفا کمکم کن این وزنو حفظ کنم
بازی خنده دار
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
بازی خنده داریه که ما کلی آرزوها رو در سر میپرورانیم در حالیکه بهرحال حتی با فرض صد سال زندگی باز هم فرصت چندانی نداریم تمرین کنیم بی خیال بشیم امیدوار باشیم به لطف خدای بزرگ اما دلمونو از هر چی حسر
چه اتفاقی افتاده ؟ داریم به کجاها میریم ؟ چه کرده با ما این کرونا؟
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
آثار افسردگی رو دارم در بین دوستانم به وضوح مشاهده میکنم ،برای ما آدمها که برا فرار از مسائل ذهنمون به طبیعت باشگاه و دورهمی های جورواجور خونوادگی روی میاوردیم تحمل این شرایط سخته و در فضای مجازی هم و
هیات علمی
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
کسی هست که بدونه چطور باید هیات علمی یه دانشگاه بشیم ؟ چطور مقاله بنویسیم ؟ و چطور در خواست بدیم ؟
همیشه فکر میکردم این چیزا تو فیلماست
-
تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 18:14
دم به دقیقه میرم واتساپ و عکس پروفایلشو نگا میکنم ، گوشیرو میزارم مقابل خودم تا حتی یه لحظه نگاهشو از دست ندم ، با گذشت اینهمه سال من میفهمم اون عشق واقعی نبوده اصلا عشق نبوده ، که بخواد واقعی باشه ام
براستی من که هستم ؟
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
من همونی ام که وقتی یه بچه مدرسه ای بودم همیشه حس میکردم از همه همکلاسیام سر هستم ، همونی ام که فک میکردم اونقدر تلاش کردم و اونقدر مستحق همه اتفاقای خوبم همونی انم که فکر میکردم اگه یکی بهم بدی کنه خ
از بعضی جاها از بعضی اسباب بازی فروشیا بدم میاد
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
اسباب بازی فروشیها باید جایی باشه که بچه ها دوست داشته باشند و بچه ها رو شاد کنه ، یه بچه از قیمت چی میدونه ؟ اینکه همه اسباب بازیا سهم همه بچه ها نباشه ، برای من غم انگیزه ، طلافروشیا جایی که زنها هم
امشب قلبم از عشق می تپد
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
امشب قلبم از عشق می تپد ، صدایی در گوشه ذهنم زمزمه میکند شما در دو قدمی آرزوی خود هستید و عشقی بی نظیر و پاک را تجربه میکنید ، ای دعای سحرگاهم اجابت شو ، بعد از آن آرزوی من فقط سلامتی و طول عمر و سعادت عزیزانم است ای آرزوهای زیبای من اجابت شوید ، ای ابرهای قطور که بین من و آرزوهایم ایستاده اید لطفا ...
خوابم پرید
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
خواب سنگینی تو چشمام بود که ناگهان یاد آرزوهای کوچک ف افتادم براستی قلب نا آرام او و دل پر از حسرتش و خشمی که در نگاهش هست ، و ترسی که در رفتارش موج میزند برای من غم انگیز است ، دلم را میرجاند ، من ا
شازده کوچولو گفت من از همه اونها خوشگلترم روباه گفت :
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
شازده کوچولو گفت من از همه این جماعت خوشگلترم روباه گفت : اونام خوشگلن اما فکرشون خوشگل نیسشازده کوچولو گفت میخاستم ازدواج کنم اما بین اونا هیشکی شبیه خودم نبود روباه گفت : از خاص بودن نترس اصلا نباید
حوصله نوشتن ندارم
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
حوصله نوشتن ندارمچون میخام آدمها نکنن اینکارو ، ناشکری نکنن انرژی منفی نباشن اونم تو این شرایط که باید با انرژی مثبت و نیایش این روزهای ، پر از اتفاقای جورواجور رو ازشون عبور کرد ، عشق رازیستلبخند رازیستاشک آنشب لبخند عشقم بود ...[احمد شاملو]زندگی رازیست ،
جاتروفا دیدی موفق شدم
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
جاتروفا یادته می اومدم همینجا توی همین صفحه از دست خانم sa، غصه می خوردم امروز شاهد موفقیت من بود , به روی خودم نیاوردم اما وقتی از اتاقم رفت من صمیمانه به خودم لبخند زدم و خوشحالیرو در اعماق قلبم
دیده نشدن
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 5:40
چه رازی نهفته شده در زندگی من ؟زندگیم به سمت دیده نشدن توسط انسانهایی که لازمه منو ببیند کشیده شده ،داشتم از این دنیای دیده نشدن فاصله میگرفتمکلی برنامه چیدم که چطور برنامه ریزی کنم که در زمان مناسب د