نه یه رِفیق فابریک دارم که همه دخترونه هامونو با هم اشتراک بزاریم ،
نه یه عشق باشکوه که بدونم بهم میرسیم ، و نه محیط خونه جوری هست که دلم میخاد ؛ و نه این قرنطینه اجازه میده خودمونو به یک مهمونی کوچیک در دل طبیعت دعوت کنیم ،
اما من بودنم رو در این دنیا جشن گرفتم
موهامو با دقت شونه زدم و بافتم ، یه رشته زیبای رمانتیک زیر شالم
وسایل شخصیمو با دقت سر جاشون گذاشتم
نظمی به اتاقم دادم
عطر ملایمی به موهام زدم
شال خوشرنگی رو انتخاب کردم و پوشیدم
لباسهای جدید و خوشرنگی پوشیدم
و آرام روی صندلی کنار کتابخونه ام و کتابام نشستم ،
چه اشکالی داره که تنهام من بودنمو در دنیا جشن گرفتم
به این فکر میکنم شاید اون دنیا جای شگفت انگیزتری هست ، و شاید اون دنیا ما هیچ غمی نداشته باشیم ولی این دنیا همینه ، لحظه لحظه ها ی کسل کننده ممکنه تو رو ببلعند اما تو توجه نکن و هر لحظه بودنت رو جشن بگیر ،
اگه حواس هیشکی بهت نبود
تو حواست به طلوع زیبای خورشید باشه
تو حواست به زیبایی گیسوانی که در باد رها میشن باشه
تو حواست به دریایی که با حرارت خورشید گرم شده و امواجی که به زیبایی به ساحل میخوره باشه ،
تو بودنت رو در این دنیا جشن بگیر
تا به خداوند ثابت کنی که شکرگزار این همه زیبایی هستی
و شکر گزار بودنت در دنیای زیبایی هستی که نقاشی دست خداست ،
من از خدا که من را آفرید ممنونم
بوس خداجونم دوست دارم
روی ماه خداوند را ببوس
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی