خرید بک لینک

آثار افسردگی رو دارم در بین دوستانم به وضوح مشاهده میکنم ،

برای ما آدمها که برا فرار از مسائل ذهنمون به طبیعت باشگاه و دورهمی های جورواجور خونوادگی روی میاوردیم

تحمل این شرایط سخته

و در فضای مجازی هم وقتی حتی یه جمله رو با دوستانمون به اشتراک میزاریم ، هیچکس توجهی نمیکنه و حتی هیچکس هیچ پست و یا مطلبی رو به اشتراک نمیزاره که ما توجهمون کمی به سمتش بره و حال و هوامون عوض بشه

واقعا سخت میشه و تنگ و تاریک

خدایا این شرایط رو تموم کن بگذار مثه قبل راحت باشیم بریم خرید بریم خونه همدیگه مهمونی

خدایا این افسردگی داره موج میزنه بین همه دوستام

اما خیلی وقته که آدمها دیگه بهم پناه نمیارن ،

اونا به چیزای دیگه پناه میارن مثلا به وبلاگ به گوشی

خدایا رحم کن

دیشب یه نیم ساعت بعد از دو ماه رفتم خونه خواهرم و با فاصله زیاد از دم درب هال خواهرزاده هامو دیدم ،

دلم پر کشید که بغلشون کنم اما نمیشد و باید احتیاط میکردم

یه ذره نگاشون کردم

دم در هال یه کم رقصیدم که خوشحالیمو از دیدنشون نشون بدم

و بدون اینکه چیزی بخورم خداحافظی کردم

یهو خواهرزادم با لحن التماس آمیز گفت :

خاله تو رو خدا ، نرو

خدای بزرگ چقدر دلم لرزید برا موندن کنارش ولی نمیشد ، خدایا این سکانس های مزخرف این ویروس مزخرفو از زندکی ما ریشه کن کن ،

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:14

صفحه بندی