از ساعت پنج صبح هست که بیمارستانم مادر عمل شد ،
مثلا عمل سرپایی بود ولی من خیلی رنج کشیدم و نگران شدم
چه لحظات سختی
فقط حضرت زهرای مرضیه به فریاد دلم رسید
حالا او روی تخت کنار من است و نفس میکشد
مادرم نفس میکشد و من خوشبختم
جهان بینی من تغییر زیادی کرده است
خیلی کم حرف شده ام
و رفتار زشت آدمها برایم مهم نیس
آنچه برایم مهم هست این است که در بالا و پایین های زندگی
چگونه و چندبار به چهارده معصوم پناه برده ام و چندبار صدایشان کرده ام
آنچه مهم هست فقط خدا هست و چهارده معصوم
مادر چقدر صدای تو زیباست
لطفا زندگی کن آنقدر که وقتی به سوی خدایت شتافتی
همه بگویند از کهولت سن ، بوده است و نه هیچ چیز دیگر ،
مادر مهربانم لطفا زندگی کن
جانم به فدایت لطفا زندگی کن
مادرم چقدر خوشبختم که نفس میکشی
یا زهرا ع مادرم را به تو میسپارم
و میدانم که چقدر در حق من بخشنده و بزرگواری
خدایا شکرت
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی