خواب سنگینی تو چشمام بود که ناگهان یاد آرزوهای کوچک ف افتادم
براستی قلب نا آرام او و دل پر از حسرتش و خشمی که در نگاهش هست ، و ترسی که در رفتارش موج میزند
برای من غم انگیز است ، دلم را میرجاند ، من از این حس و حال او فرار میکنم در حالیکه نگرانش می شوم و دلم می سوزد که خواب از چشمم می پرد
خدایا کمکش کن
شاد کردن دل او برای تو بسیار آسان است ،
خدایا آرزوهای کوچک او در کدام جای جهان گم شد ؟
لطفا کمکش کن و با او مهربانتر از روزگار باش ، خدایا دلش را گرم کن به رحمت بی انتهایت و به نعمتی از نعمت های بیکرانت
خدایا عمرش را زیاد کن
خدایا به عزیزانم عمر طولانی و سلامتی و سعادت عطا کن ،
اجابت شو ،
اجابت شو
سپاسگزارم خدایا
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی