من همونی ام که وقتی یه بچه مدرسه ای بودم همیشه حس میکردم از همه همکلاسیام سر هستم ،
همونی ام که فک میکردم اونقدر تلاش کردم و اونقدر مستحق همه اتفاقای خوبم
همونی انم که فکر میکردم اگه یکی بهم بدی کنه خدا حالشو حسابی میگیره ،
اما حالا میفهممم همه برآوردهای من اشتباه بوده ،
همکلاسیام خیلیاشون از من موفق ترن
خیلیا که بهم بدی کردن با پسر مورد علاقه شون ازدواج کردن و به آرزوهاشون رسیدن
خیلییا که تلاش خیلی کمی کردن به نتایج شگفت آوری رسیدن ،
اکنون این منم که به آرزوهایش نرسیده
اکنون این منم که امروز چند بار گریه کرده ،
این منم که باز هم خدا را سپاس میگویم
سپاس خدایی را که به بنده هایش نعمت های شگفت آوری بخشید
سپاس خدایی را که به طرز شگفت انگیزی بدیهای آنها را ندیده گرفت ،
سپاس خدایی را که همه چیز خواست اوست ،
بیا از اینجا برویم پیش خدای دیگری ،
خدایی که زود اجابت کند ،
خدایی که رنج ندهد ،
سپاس خدایی رو که جز او هیچکس نیست ، لطفا منو ببخش خداجون ، کمک کن آرام باشم ،
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی