اتاقم گرمه ، بارون میباره ، چه صدای زیبایی داره ، اینترنت مشکلی نداره ،
شام دلپذیری خوردم ، جای خواب عالی دارم ، از پشت پنجره اونقدر زیباست که وصف ناپذیره
اما یه لحظه یخ زدم
بخاطر اون بچه ای که همشریه منه و خونوادش فقیرن و منم نمیشناسمش و الان داره از سرما میلرزه ،
بخاطر خونواده ای که آب داره چیکه چیکه اتاقشونو خیس میکنه و جای خواب ندارن
خدایا میشه لطفا بارون بند بیاد خواهش میکنم من این بارون زیبا رو نمی خوام وقتی تو پایین شهر بچه ای از سرما بلرزه و قلب نازش یخ بزنه ،
خدایا ما رو ببخش ماروببخش , خدایا در این شب بارانی بسیاری مثه من هستن بسیاری از من بهترن با بهترین و عالی ترین امکانات ، خدایا شکرت بخاطر اینهمه نعمت و خدایا شکرت که تو نگهدار اون بچه های فقیر هم هستی ، خدایا نگهدار همشریان و هموطنان من باش ، خدایا نگهدار هر انسان دردمندی باش ، خدایا سپاسگزارم که با رحمت بی انتهایت نگهدار همه انسانهایی ، خدایا کمکمان کن ، (باورنکرونیه بارون ایستاد ) دیگه صدای شر شر بارون نمیاد !
خدایا سپاسگزارم ،
یا حضرت منجی لطفا بیا و همه این بچه ها رو نجات بده ،
العجل العجل العجل یا مهدی یا مهدی (عج )
برچسب:
نویسنده: کاوه رفیعی