خرید بک لینک

چقدر خونه تو (حرم تو ) قشنگه هر گوشه خونه ات امن و زیباست ، هر گوشه خونه ات ملکوتی هست تو سلطانی و سلطنت معنوی داری ،

من دلم میخاد از گوشه اتاقم پر بکشم تو حرمت واسه همین خوابم نمیبره امشب ، خب دیگه صحن آزادی بیام یا صحن انقلاب ، کنار حوض طلا برم یا مسجد گوهرشاد ، اصلا همه اینارو هی میرم و میرم با همون چادر سفیدم که اونقدر نازه ، بعدش که خسته شدم میشینم صحن آزادی درست مقابل همونجایی که خودت میدونی خودم و

... بعدشم نماز میخونم و اذان صبح میشه و طروات عجیبی میشینه رو صورتم بعدشم نماز تموم میشه یه نسیمی میوزه تو حرم انگار هوا هیچوقت سرد نمیشه انگار هیچوقتم گرم نمیشه هوا همیشه بهاری هست انگار اونهمه آدم اونجا نیستن انگار فقط من هستم و تو ، من تو رو حس میکنم تو دریای رحمتی و من براحتی در تو غرق میشم

وقتی میرسم اونجایی که ضریح مقدس تو هست رفتار آدمکها عجیب میشه اونا میخوان چنگبزنن به ضریح مقدست اونا همدیگه رو هل میدن و جیغ میزنن ،این آدمکا یه لحظه از شوق یادشون میره که تو همشونو میبینی یادشون میره تو مثله یه خورشید به همه اونا نور میپاشی یادشون میره که قلبشونو وصل کنن به گرمای رحمتت و خدای بزرگی که خالق همه چیزه ، منم مثه اونا یه آدمکم از این آدم معمولیا که همه جا پیدا میشه, من اما چنگ نمیزنم عادت دارم آروم و آهسته تو حرمت بشینم یه جوری که اگه یه پروانه هم بیاد اونجا ، پر نکشه و منو نبینه ، اونجا تو منو میبینی و این برای من کافیه ،لطفا امشب کمکم کن ، لطفا کمکم کن یاسلطان

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

صفحه بندی