آرایشگر گفت چه مدلی و منم گفتم هیچ مدلی فقط تا کنار شونه ام کوتاهش کن
اونوقت نشستم رو صندلی و خودمو سپردم به اون زن ،
در یک چشم به هم زدن موهای بلند و نازنینمو دیدم که روی زمین ریخته
اون زن موهامو خیلی نامرتب و خیلی بیشتر ازچیزی که بهش گفته بودم کوتاه کرده بود
شوکه شده بودم موهای نازنینم به چه روزی افتاده بود ، حتی موهامو اندازه نگرفت ،فقط قیچی رو زد تو موهام و
خیلی داغونم ...
به مانی گفتم ..
اما مشکل مانی این هست که منوبا هر قیافه ای دوست داره
و درکم نکرد که چقدر داغونم که موهای زیبامو به این سادگی از دست داده ام
من خیلی داغونم
کاش میتونستم اون زن آرایشگرو ......
واای اعصابم ریخته بهم
درب اطاقم روبستم و دارم اشک میریزم
خدا لعنت کنه اون زن آرایشگر رو ، گفت بیست سال سابقه کار دارم ،حتی موهامو صاف کنار هم نذاشت ،و هیچ اندازه ای هم نگرفت ، تا به خودم اومدم موهام ریخته بود کف آرایشگاه ، برگشتم خونه ، شوکه بودم اساسی ، بهش تماس گرفتم ، گفتم این چه وضعیه ، گفت برگردین دوباره براتون مدل بزنم ، واای بیشترداغونم کرد ،چون اونقد موهام کوتاه شده که دیگه هیچ مدلی بهش نمیاد
داغووووونم خیلی داغون .هیچکس هم درکم نمیکنه
ای کاش وقتی قیچی رو زد به موهام حواسمو جمع کرده بودم
داغووووونممممممممم واااااای خدا
یادش بخیر چه قدر موهامو دوست داشتم ،