هر کدام از ما آرزو میکنیم عشقی داشته باشیم که همه جوره نقطه توجه او باشیم و او هم مرکز عشق و توجه ما ،
هر کدام از ما در وجودی انسانی این عشق را می یابیم
اما چه لحظه های زیادی که ما در تمنای محبت و توجه طرف مقابلمان هستیم و او یا درکمان نمی کند و یا اینکه فراموشمان می کند.
در چنین لحظاتی بی صدا قلب ما می شکند.
اما برای من این شکستن ها جزئی از زندگیم شده ،
حالا دیگه من منتظر نیستم مانی بی بهانه یا با بهانه ای دلمو شاد کنه ،
حالا دیگه اگه بهم توجه کنه خوشحالم و اگر هم منو یادش بره به قدرت لایزال الهی تکیه میکنم و از آن منبع سرشار عشق ،تمنای عشق میکنم ،
دیگه اشکال نداره که من خیلی حرفامو نتونستم و یا نمی تونم بهت بگم
دیگه اشکال نداره که من با اینکه تو رو دارم
خیلی وقتها تنهام
دیگه مهم این هست که تو گاهی وقتها هستی و منم خوشحالم
و اون وقتها هم که نیستی من خدارو دارم
راستی عزیزم
اگر وقتهایی هست که نتونستی حرفی رو بهم بگی
یا با وجود اینکه منو داری احساس تنهایی کردی
توروخدا منو ببخش
روزها می گذرد و من بسیاری از آرزوهایم را برای خدا ،در دلم یادداشت کردم
و بعضی هاشونم تو وبلاگم و تعدادی رو هم دور ریختم
روزها میگذرد و من هم مال خدا هستم